![]() |
![]() |
|
| شعر و مطالب |
سختيهاي زندگي رو نبايد آسون گرفت
با حلب پاره نميشه سقفي تو بارون گرفت نون بيار كباب ببر اسم يه بازي بود فقط توصف شلوغ فقر حتي نميشه نون گرفت اين روزا، از رونداري عاشق و معشوق ميشن من يه ليلي مي شناسم مهرشو از مجنون گرفت دخترك گل فروش از بس كلاش سكه نشه كاسه گدايي رو به سمت اين و اون گرفت مردي كه گليمشو از توي آب در نياورد يه اتاق بي اجاره گوشه زندون گرفت هيچ كس زير پرش گله رو به چرا نبرد ني شكست و زنگ زوزه صداي چوپون گرفت اون كه ادعا مي كرد سپر ميشه جاخالي كرد ضرب نيزه هم به ديوار كوتاهمون گرفت. |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم مهر 1386ساعت 20:23 توسط فرناز |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
مي شود ساعتها درسكوت فقط با تو خلوت كرد و با خيال تو بود مي شود در صداي پرخروش رودخانه صداي زندگي را شنيد مي شود در صداي نسيم آواي فرشتگان بهشتي را شنيد مي شود به همراه باد رقص ابرها را در آسمان آبي ديد مي شود اگر تو با من باشي.
|
| نوشته های پیشین |
|
دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 تیر 1385 |
|
RSS
|